بی حسین احساس پیری میکنم/

بی حسین احساس پیری میکنم/
نی ک پیری بلکه احساس حقیری میکنم/
گفت سائل از چه رومحکم به سینه میزنی؟/
گفتم از آینه دل گرپگیری میکنم
دیدگاه ها (۱)

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیمکاش ...

زهر نوشیدو تب کرد محیط جگرش/گر گرفت از عطش وسوخت همه بال وپر...

خخخخ

خسته شدم...!از زندگی ك بوی زندگی نمیدهاز غم بی پایانی ک تا ا...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

حتما خونده بشه👍🏻توضیحاتی راجب فیک:خب جوجوها!من برای نوشتن هر...

سلام قشنگااابهتون گفتم چپتر جدیدو میزارم ولی میخواستم یچیزی ...

یاد گمشده یی

عاشقانه های شبنم

رمان اجبار تا عشق

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

رمان آرام باش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط