تو کی ز راه می آیی که شهر شب زده را

تو کی ز راه می آیی که شهر شب زده را
به روشنایی چشمم چراغواره کنم؟

ز یاس های تـو مشتی بپاشم از سر شوق
به روی آب و قدح را پر از ستاره کنم
دیدگاه ها (۱)

🍂صداے پاے زندڪَی‌ستدر خلوت ڪوچه‌هاے صبح                     ...

لحظه‌ای که قطره باران به آب پر از پلانکتون‌های شب‌تاب برخورد...

عاشقانه های شبنم

شب ها تو به آسمان خیره میشوی و ستارگان را نگاه میکنی اما من ...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط