:مامان

:مامان
:هووووم؟
:میخوام با دوستم برم پارک
:نههه
:چرااا؟مامان خواهش میکنم
:دختر تنهایی با دوستش جایی نمیره
:باشه

:مامانم
:بله؟
:میخوام یکم برم قدم بزنم دلم گرفته
:تنهایی؟؟
:اره
:نه
:چراااا؟
:دختر تنهایی نمیره قدم بزنه دلت نگرفته یکم دیگه خوب میشی
:باش..

کاش دختر نبودم...
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_92سریع به سمتم اومد مچمو چنگ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

پارت ۲۵

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟎هوفففففففففف..بهتره بر...

چند پارتی (درخواستی)

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط