چرا زیر قققلبش گلوله دارههههآخرشو داد زد و از ترس و استرسی که داشت ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕:


-چرا زیر قق....قلبش گلوله دارهههه(آخرشو داد زد و از ترس و استرسی که داشت دستای لرزونشو رو دهنش گذاشت تا صداش در نیاد و داشت میرفت عقب)
بعد از حرف ا.ت هیون سو به طرف مین سو دوید و رنو هُل(گایز نمیدونم هل چجوری نوشته میشه😁😅)داد عقب
÷خب الان کجاشه که اینقد ترسیدی؟چی میشه؟
*ماری با&لیندا با∆*
∆خبب ا.ت به کدوم دکتر باید زنگ بزنیم؟
&ا.ت چرا لال شدیی؟(با داد)
-به استاد هیونگ سو(همینجوری اومد تو ذهنم)زنگ بزنید اون فقط میتونه جا به این حساسی رو عمل کنه
=باش
*تا اونا زنگ بزنن منم این پسرَرو برا عمل حاضر کردم*
=ا.ت میگه من با تموم سرعتم میام ولی تا اومدن من سعی کنید تا میتونید بهش خون بزنید تا نم.یره
-نگفت کی میاد؟ 🤨(جوری تغییر مود داد که هیون سو پشماش ریخت)
=گفت ۱۰ مین دیگه اونجام
-خیییلییی دیره(نگاهشو از رن گرفت و به مین سو نگاه کرد)اگه تا ۴مین دیگه چ.اقوی جراحی بهش نخوره میم.یره(صبور و آروم گفت اینو)
&الان میگی چیکارش کنیم ما که نمیتونیم عملش کنیم، نمیگم اگه جای دیگه بود...شاید ولی اینو عمرا بتونیم بکنیم
-کی میگه نمیتونیم؟(سرشو بالا آورد و به ماری نگا کرد)من عملش میکنم....رنم کمکم میکنه
∆چی میگی دختر همینجوری هرچی از دهنت بیرون میادو نگو تو که میدونی اگه اشتباه کنی چی میشه؟😨🤨
-میدونم میدونم پدر بزرگم همیشه اینجور عملا داشت ولی با ی تفاوت که اونا جای گل.وله نبودن . منم اون موقع توی اتاق شیشه ای مینشستم و به حرکتای دست بابا بزرگم نگاه میکردم
&دختر اون بابابزرگت بود اون بعد از تموم کردن درسش و بعد از چندتا عمل کوچیک عملای به اون گندگی انجام داد
-حالا هرچی گفتم عملش میکنم یعنی عملش میکنم ماری از همراهش فرم رضایت بگیر و لیندا توهم با رن اتاق عملو با بیمار تا من حاضر میشم برای عمل حاضر کنید.
=باشه خیالت تخت تو زود برو حاضر شو

*پرش زمانی به اتاق عمل*

=ا.ت مطمعنی استرس یا ترسی نداری؟.. یا خوابت نمیاد؟(نگران و ترسیده)
-نه مطمعن باش....چیزیم نیست.😊
=خیله خب بهت اعتماد دارم.......حالا از کجا شروع کنیم؟
-اول باید گل.وله رو در بیاریم و بعد از اون ببینیم کجاش سوراخ شده تا اونجارو بدوزیم و در آخر بخیه میزنیم.
=اوکی بزن بریم دختر
&∆از پشت اتاق شیشه ای:فایتینگ☺😣😟
-=😌😉🙂😊
-خبب حواستو جمع کن و هرچی که بهت میگمو بده...اوکی؟😁😊
=اوکی گرل😅😎
-چاقوی جراحی
...........
*پرش زمانی به بعد از عمل*
ادمینتون گشاده به من چه😂🗿)
-پاهای ا.ت سست شد و افتاد زمین و به دیوار کنار اتاق عمل تکیه داد و اشک ریخت.......



🍓سوآ حرف میزنه🍓
خب خب ببخشید کیوتکام بابت تاخیر و برای اینکه تاخیر داشتیم شرط نمیذارم ولی شمایم حمایتاتونو نشون بدید دیگهههههه
دیدگاه ها (۱۹)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔:مجبور شدم که ببرمش بیمارستان چون جوری که دکترا گفتن با...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟓:شنیدم و با نیروها بدو بدو سمت کاخ رفتیم که متوجه شدیم ...

love in the dark ⑤فردااز خوب بیدار شدم رفتم در رو باز کردم پ...

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط