دل من هرزه نبود

دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت که بماند یک جا ...

به کجا؟

معلوم است، به در خانه تو!
دل من عادت داشت که بماند آن جا
پشت یک پرده توری، که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود ...
دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن می نگری

راستی دل من را دیدی؟
آن را گم کردم ...؟!
دیدگاه ها (۵)

خدایا شکرت❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

1:Amityville Horror House خانه ترسناک امیتویل من وخانواده ام...

Part:2داشتم میرفتم کلاس که یک دفعه افتادم زمین بالا رو نگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط