هزار سالِ دیگر

هزار سالِ دیگر
روی قبرهایمان
گلی بروید اگر
به هم سلامِ تازه‌ای می‌کنیم
برایت برگ تکان می‌دهم
گلبرگ‌هایم را به دامنت می ریزم
با زبانِ گلها صدایت می‌کنم
گلِ من!

#آبا_عابدین
دیدگاه ها (۱۳)

حزنی المبین بیش استره ...

انی الزرعت الشمس وبیتی مامش ضوه لأهل الحظوظ الرطب واحنه سهمن...

کاش خبرهایِ خوب سر زده از راه میرسیدند.دستِمان را میگرفتند و...

شما أحس روحـّی جدیده الدنیا تسبگـنی دهـَر #_عبد_الوهاب_ال...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

همه می پرسندچیست در زمزمه مبهم آبچست در همهمه دلکش برگچیست د...

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط