ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد
در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد
هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما
دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد . . .
دیدگاه ها (۳)

مست مستم، لیک مستی دیگرم..!امشب از هر شب؛ به تو عاشق ترم..!ر...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

رقیبی تازه پیدا شد که راهت را عوض کردیکه جنس مهربانیِ نگاهت ...

من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیستچشم تو چون شاه بیتی د...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

نگرانی دختر شهید طهرانچی برای از دست دادن پدر ...سعیده طهران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط