تو کوچه یه گربه دیدم زل زده بود تو چشام منم همینجوری نگاش

تو کوچه یه گربه دیدم زل زده بود تو چشام منم همینجوری نگاش کردم تا از رو بره یه دفه برگشت گفت داداش اگه نمیخای صدام کنی مجید فیلم بگیری ما بریم به کار و زندگیمون برسیم😄 😄 😄
دیدگاه ها (۵)

در یک فیلم خارجی زنی به شوهرش یک سیلی زد. شوهرش گفت: عزیز دل...

پدﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮ ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺗﻨﻬﺎ ﻳﮏ ﺩﺳ...

من وقتی مامانم باهام قهره ...

تصویر کمتر دیده شده از مجید سوزوکی اورجینال

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[24]در کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ برگشت ...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

ترکم نکن

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

نام:قرارداد نفرت part:²⁵جونگکوک زد زیر خنده.و هر دوتاشون، در...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ ¹Pبازم دیر رسیدم به دبیرستان خوبه حقیقت...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:4دستشو برد سمت کمربندش و...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ p2 زمان ساعت با دقت طرح ام میکشدم رنگ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط