خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
به زندگانی من فرصت جوانی نیست
من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار
خدای شکر کا این عمر جاودانی نیست

(شهریار)
دیدگاه ها (۱)

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

بی حُبِّ حسن مشکلِ دل، حل شدنی نیستجز عشقِ حسن، عشق مُسجّل ش...

خدا :

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

حسن روحانی میگه برای جنگیدن با دشمن با مردم مشورت کنید ببینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط