بازهم لباس مشکیمو پوشیدم

بازهم لباس مشکیمو پوشیدم
آستیناشو تا روی انگشتام پایین کشیدم
شال بلند مشکیمو سرم کردم
هندزفریمو توی گوشام گذاشتم
و عاهنگ غمگینو پلی کردم
کفشامو پوشیدم و با کلی دعوا
از خونه زدم بیرون
سرم پایین بود
سنگینی نگاهی و بین این حجم از عادم حس کردم
سرمو ک آوردم بالا از میون شلوغی شهر
بع دو جفت تیلهٔ مشکی خیره شدم
اون هم سرد نگاهم میکرد!!
بغض کردم...!
چقد دلم براش تنگ شدع بود:)
آروم آروم نزدیک شد و بعد....
با همون عطر تلخ همیشگی اش
با اخرین نگاه غمگینش از کنارم رد شد
وقتی ب خودم اومدم ک دیدم
صدای بوق ماشینا نزدیکتر شد و....
دیگ هیچی حس نکردم:)🖤
دیدگاه ها (۲)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

KIM V

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

#عشق.واقعی.من#پارت7رفتیم سمت اشپزخونع نشستیم دور میز اروم شر...

عشق و غرور p14

اهوی من فصل۲ پارت ۲۳ (اهو)لوازم جن گیری رو اوردن نگار عربده ...

Wedding night

مافیا گرل‌وحشی🖤ا/ت: نمیدونم چم شده الان یکی بهم گفت دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط