آدم هاے ایـלּ سرزمـیـלּ سَردند

آدم هاے ایـלּ سرزمـیـלּ سَردند

نگاه هایشاלּ

حرفـ ـ ـ هایـشاלּ

همہ بـوے سردے مـیدهد

عـشق در ایـלּ سرزمیـלּ بے معناستـ ـ ـ

فقط محبتشاלּ ایـלּ اَستـ ـ ـ

ڪہ

بـراے زخم هایتـ ـ ـ ـ

نمڪداלּ مے آورند
من از تمام شهر بیزارم
دیدگاه ها (۳)

موسیقی

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

بعضی آدم ها وقتی از تاریکی های درونشان حرف می زنند انتظار دا...

عشق، آوارگیِ شیرینی است که آدم را از بندِ هر چه “خانه” و “تع...

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

اصالتِ انسان نه در بی زخمی، بلکه در این است که با وجود تمامِ...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

فقرِ #عاشق، نداشتنِ #طلا و #خانه نیست؛ فقرِ او لحظه‌ای‌ست ک...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط