+نَشکونּ انگشتاتو

+نَشکونּ انگشتاتو
_چرآ؟!
+بَعـد کہ پیر شُـدے دستآت میلرزه
_ولکن اَلانشم میلرزه
+حآلآ بآز بِشکونּ اَنگشتآتو
_جآلبه!
+اینکہ دستآت میلرزه؟!
_نَه،وَقتے اَنگشتاتو میشکونی بَعـدِش ،دستآت میلرزه،امآ اگه دلتو بِشڪنن،بعـدش دیگه واس هیچی نمیلرزه[(:]
دیدگاه ها (۳)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

وقتی مریض بودی ولی …

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁴✨صبح ویو ات ساعت ۶:۳۰✨ صبح با غ...

وقتی...(پارت پنجم)

part:30رُزی:چی(جیغ)جیمین:چته کَرشدم (داد)رُزی:چرا انقدر تو ب...

خنده ی ممنوعه.

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط