گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست

گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست
گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست
رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
دیدگاه ها (۱)

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرادگر از دست کسی هم گله ای نی...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

خدا را در خود آ

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

﷽⭕جانم فدایت آقاجان. من بمیرم برای غربتت. هستی ولی همچون پدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط