عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد

عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردم و تاراج گر مغرور شد

عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت
نور فانوس جوانی دم به دم کم نور شد

راه را از چاه در هر لحظه ای باید شناخت
یک قدم غافل شدم یک عمر از من دور شد
دیدگاه ها (۸)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_18ویو میراچند روز بعداز س...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۳ پارتچند دقیقه از رفت...

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

پارت ششم | دیگه هیچوقت نمیبینمش. پارک لاراـ لارا!صدای میچا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط