ازخداخواستم تادشمنانم را ازمن دورنگه داردناگاه چشم بازکرد

ازخداخواستم تادشمنانم را ازمن دورنگه داردناگاه چشم بازکردم ودوستانم رادر کنارم نیافتم....!!!
دیدگاه ها (۳)

در شبی غمگین تر ازمن قصه رفتن سرودیتا ...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

پارت ۲۳از جونگکوک فاصله گرفتم.نه چون ازش متنفر بودم.چون نمی‌...

پارت چهارم نماد مرگ

فیک شوگا پارت نهم مافیای بیرحم دختر لجباز

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁹ویو: اتهنوز باورم نمی‌شد.بابا......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط