بعضے از آدم ها،

بعضے از آدم ها،
پاهایشان را بہ روے قلبت مے گذارند!
وقتے دست هایشان،
نمے تواند گلویت را بفشارند!
این آدم ها،
همان آشناے غریبہ اند . .!
همان ڪہ وقتے جایے حرفے از او بہ میان آمد؛
سرت را پایین مے اندازے!
چرا ڪہ خوب میدانے،
لڪہ‌ے ننگ آشنا، همیشہ آشناست!
بعضے از آشناها آنقدر غریبہ اند ڪہ؛
بُگذریم . . !
آشنا ڪہ آشناست،
غریبہ هم غریبہ است!
امان از روزے ڪہ درد دلت؛
دردِ یڪ آشناے غریبہ باشد!
دیدگاه ها (۲)

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

بعضی از آدم‌ها پاهایشان را به روی قلبت می‌گذارند وقتی دست‌ها...

یڪ شلوار سفید دوست داشتنے داشتم ڪہ یڪ روز ابرے پوشیدمش و موق...

فقط می‌خوام بگم : آدمی که می‌خنده ، لزوما خوشحال نیس ! خیلی ...

از دلگیری شب هایش که بگذریم؛تنهایی آدم را بزرگ میکندآنقدر که...

وقتی بزرگ‌تر می‌شی، تازه می‌فهمی دردناک‌ترین زخم‌ها رو همیشه...

☜ طولانے مینویسم تو اما بخوان و تصور ڪن ☞⇦قلبت در سینه چنان ...

شب‌هاے ماہ #رمضان است، اغلب شما جوان هستید. وضو بگیرید. نماز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط