شراب وشعر وساغر باش ای دوست

شراب وشعر وساغر باش ای دوست
به روی شانه ام پر باش ای دوست
غم بی تکیه گاهی خواهدم کشت
برای من برادر باش ای دوست
دیدگاه ها (۱)

سینه ام میتپد از وحشت دیر آمدنت...من مجال دگرم نیست بگو صبر ...

چه کنم با غم خویش؟که گهی بغض دلم می ترکددل تنگم زه عطش می سو...

یا رب سببی ساز که یارم به سلامتبازآید و برهاندم از بند ملامت...

غم، فراوان داری و غمخوار می‌خواهی که نیستسینه‌ای را محرم اسر...

گاهي بیــا به آرامـگهِ واژه‌هایِ مـناینجـا دِلـي بَـرای دوست...

🌱🌼رسیدم تا حرم گویی کسی می‌گفت در گوشم بیا ای خسته از دنیا ک...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:بطری وقتی پر است و می‌خواهیخالی اش ک...

حکایت دریاست زندگی”آرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زند...

فرار از واقعیت، هنرِ ساختنِ پناهگاهی در ذهن است، وقتی که شان...

سلام عزیزم صبح بخیر ❣️❣️❣️❣️❣️❣️تو را ای ماهِ قلبم دوست دارم...

دوست داشتن،فقط گفتنِ «دوستت دارم» نیست؛گاهی یعنیمیانِ تمامِ ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط