من آمده ام از لب تو ، قند بسازم

من آمده ام از لب تو ، قند بسازم
از قصه ی دلدادگی ام ، پند بسازم

دارم نگران می شوم از طول جدایی
با غصه ی دوریّ تو ، تا چند بسازم ؟

باور کن عزیزم ! دلم آنقدر که تنگ است
میخواهم از این سینه ، کمربند بسازم

من زیر فشار غم تو .... صخره ام ، اما
باید که از این صخره ، دماوند بسازم

من آمده ام جان بدهم ... عشق بگیرم
از این همه انکار تو ، ... سوگند بسازم

من آمده ام ، تا که به امید خداوند
از گریه ی شب های تو ، لبخند بسازم ....
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی جونگ کوک

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در نیمه های شب پارت دوازدهم(فلش بک زندگی زاندر)

.....//برده ی زیبا//......

پارت شانزدهم [فصل اول] | شب قبل از آزمون 📚🌙چند روز از اعلام ...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط