تمام شهر در چشم تو کوچید

تمام شهر در چشم تو کوچید
دلم آهسته در یاد تو رویید

نگاهم گشت آویزان چشمت
گل امید من با شاخه رقصید

نبودی دل به پابیزی سپردم
کزو صد چشمه ی دیوانه خشکید

هنوز این کوچه ها بوی تو دارند
دلم دارد به دیدار تو امید

شکستن کی مرا اندازد از پای
بیا بشکن که از مرا لطفا نترسید

خجالت می کشد آین کوزه ی آب
که روزی لب به لبهای تو سایید

ندارم جز تو اینجا آشنایی
اگرچه دارم اینجا ماه و ناهید!

ف.عباسی
دیدگاه ها (۵)

ماکت روستا جدید

ماکت دیواری جدید

ماکت جدید هنوز تمام نشده!

منظره بذجسته

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

اتاق اجاره‌ای خدا دلم را سپردم به بنگاه دنیا...

اگرچه بر سرِ بامت شکست شهپرِ مندلم به سوی تو پر می کشد، کبوت...

#پاییز_نامه #پارت_آخربه نام او......باید دید که آذر، چه در چ...

امین کونانی شاعر کوهدشتی

امین کونانی شاعر کوهدشتی

هیوا قادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط