تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره ای از باغچه ی

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره ای از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم،ومن اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه ی کوچک ماسیب نداشت؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

موسیقی

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

پارت ۴۵ — جایی دور از همهصبح هنوز کامل روشن نشده بود که کالس...

📷💙عزیزِ جانم سلامصدای خسته‌ام را چون کبوتری سپید از عمق این ...

پاسخ کوبنده امیررضا کبودوند به اسکات بسنت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط