تو را با شیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم

تو را با شیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم
از ان پس هم تورا چون بت پرستیدم
چرایش را نمیدانم نمی دانم...!!
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

💕📎... خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رو...

🌸نمی دانم هم اكنوندر كجا مشغول لبخندی 🌸فقط يک آرزو دارمكه در...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

«دلم دارد می‌میرد. تو نمی‌ایی. برف‌ها اب شده‌اند و هیچ‌کس نا...

نمی دانم روزی که بمیرم کی خبر مرگ مرا به تو می دهد آیا تو آن...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط