rezaareza
۲
پسند
تو تاکسی نشسته بودم
تو تاکسی نشسته بودم
رادیو داشت قران پخش میکرد که صوتش دل آدم رو میبرد ...چند قدم جلوتر مسافری سوار شد و با لحنی خاص پرسید کسی مرده ...؟
راننده یه لبخند معنی دار زد و گفت :
آره
دل من و تو ...
#شهدا
شرمنده ایم
دانلود
۸۲۰
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۱
)
پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...
୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟎 🪽📖𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این فقط یه جملهست....
Part.1
🖤 مافیای منقسمت هشتم | قانون جونگکوکساعت شش عصر بود.ات لپتا...
🖤 پارت ۵ | «راز پشت لبخند»شب شده بود.بعد از اتفاق صبح، عمارت...
✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣۳۱🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)ولی کاملا اشتباه فکر م...
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part26رفتم تو سوار آسانسور شدمدرو باز کردم و ...
یک سگ زیادی ولگرد
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین