ضامن آهو

ضامن آهو
کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را

کاش روزی می نشستی پیش من
می کشیدی دست خود را بر سرم
شاد می کردی مرا با خنده ات
دوست بودی با من و با خواهرم

چونکه روزی مادر م می گفت تو
دوست با یک بچه آهو بوده ای
خوش به حال بچه آهویی که تو
توی صحرا ضامن او بوده ای

پس بیا من بچه آهو می شوم
بچه آهویی که تنها مانده است
بچه آهویی که تنها و غریب
در میان دشت و صحرا مانده است

روز و شب در انتظارم پس بیا
دوست شو با من مرا هم ناز کن
بند غم را از دو پای کوچکم
با دو دست مهربانت باز کن
دیدگاه ها (۶)

صحن حرم از نسیم پر بوداز پرپر یا کریم پر بودخورشید دوباره بو...

دلم شکسته ، دلم را نمی خری آقا!؟ / مرا به صح...

آقا، عجيب دلم گرفته برايتان

يا امام رضا دلم گرفته نكنه باهم قهري جوابمو نميدي

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

جادویی به نام عشق

dark life = 33

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط