مگه اون دخترکیبود
-مگه اون دخترکیبود..؟
- اون فرشته..؟ به زخم هام که دست میزد درد نداشت، ارومم میکرد، دوای تک تک دردهای روحم بود،خنده هاش مرگ ابدی مو به جاودانگی ابدی تبدیل میکرد، سکوتش از هر احساسی پر بود،تموم ناز بودناش، مهربونیاش، ابراز علاقه هاش.. همشون منو به اوج جنون میرسوند..
- معلومه خیلی دوسش داشتی نه؟
- علاقه؟ بیشتر از این چیزهابود، رویاهاموبابودن درکناراون ساختم،
- پس خیلی دوسش داشتی
- دارم، هنوزم دارم،
- کسی شبیهش پیداشد؟
- آره، خودش؛ اون خیلی شبیه خودش، نورانی و مجذوب کننده اس..
اون زنده ام کرد، مثل معجزه بود، پس بعد رفتنش من مردم، با رفتنش معجزه رو هم از بین برد، پس تونستم بازم باورش کنم اونم از اعماق قلبم، تنها رد پاهاش موند که با هر قدم، یاد یک خاطره ی شیرین که تلخیش زندگی مو میسوزوند میوفتم، ولی با این حال بازهم همه چیو یاداوری میکنم، چون بودنش حتی درخاطراتم.. به من انگیزه ی باورنکردنی ای میده..
- درک میکنم....
- اون فرشته..؟ به زخم هام که دست میزد درد نداشت، ارومم میکرد، دوای تک تک دردهای روحم بود،خنده هاش مرگ ابدی مو به جاودانگی ابدی تبدیل میکرد، سکوتش از هر احساسی پر بود،تموم ناز بودناش، مهربونیاش، ابراز علاقه هاش.. همشون منو به اوج جنون میرسوند..
- معلومه خیلی دوسش داشتی نه؟
- علاقه؟ بیشتر از این چیزهابود، رویاهاموبابودن درکناراون ساختم،
- پس خیلی دوسش داشتی
- دارم، هنوزم دارم،
- کسی شبیهش پیداشد؟
- آره، خودش؛ اون خیلی شبیه خودش، نورانی و مجذوب کننده اس..
اون زنده ام کرد، مثل معجزه بود، پس بعد رفتنش من مردم، با رفتنش معجزه رو هم از بین برد، پس تونستم بازم باورش کنم اونم از اعماق قلبم، تنها رد پاهاش موند که با هر قدم، یاد یک خاطره ی شیرین که تلخیش زندگی مو میسوزوند میوفتم، ولی با این حال بازهم همه چیو یاداوری میکنم، چون بودنش حتی درخاطراتم.. به من انگیزه ی باورنکردنی ای میده..
- درک میکنم....
- ۱.۳k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط