غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد
غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت : سلام و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنم از خواب پرید ...
گل صمیمانه وشادان به او گفت : سلام 🌷
خار خندید و به گل گفت : سلام و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنم از خواب پرید ...
گل صمیمانه وشادان به او گفت : سلام 🌷
- ۷.۰k
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط