آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد

آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
آن جوانی که رهایش کرده بودی پیر شد
آفتاب انتظارت آنقدر تابید که
پهنه دریای عشقم عاقبت تبخیر شد
شور و شوق زندگی بعد تو افتاد از سرم
روزهای جمعه،نه هر روز من دلگیر شد
بد شدی با من ،منم با کل دنیا بد شدم
بد شدن بعد از تو راحت،مسری و واگیر شد
دورهایت را زدی و بعد از آن برگشته ای
جا ندارد قلب من،با بی کسی تسخیر شد
با ببخشید و غلط کردم چه جبران میشود؟
عمر من رفت و غرورم له شد و تحقیر شد
حرف آخر…جان دل برگشتنت بی فایده است
آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
"حمیدرضا گلشن"
دیدگاه ها (۰)

آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شدآن جوانی که رهایش کرده بودی...

بد شدی با من, منم با کل دنیا بد شدمبد شدن بعد از تو راحت, مث...

آمدی وقتی که دیگر بی نهایت شدآن جوانی که رهایش کرده بودی پیر...

"آمدی جانم به قربانت" ولی دیر آمدیبی هوا رفتی از اینجا، با چ...

[کوسوریا : خاطرات یک داروساز](اخبار انیمه ای)•{تریلر}•«این ا...

نجاتم بده آمیگدال من...

چرا اینطوری کرد😅😭😭یعنی چییمن منتظر یه چیز دیگه بودم😅😭😭😭😭😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط