"آمدی جانم به قربانت" ولی دیر آمدی

"آمدی جانم به قربانت" ولی دیر آمدی
بی هوا رفتی از اینجا، با چه تأخیر آمدی

گفته بودی در بهاران بازمی‌گردی چرا
در هوایی بی نهایت سرد و دلگیر آمدی؟

خسته بودم عاشقِ آغوشِ گرمابخشِ تو
حیف شد وقتی شدم از عاشقی سیر آمدی

آه سوزاندی دلم را بی وفا با رفتنت
مانده ام حالا دوباره با چه تفسیر آمدی؟

آن همه بی مهریِ بیهوده کردی با دلم
بس نبود این بار هم با قصدِ تحقیر آمدی

شاید از مردم شنیدی عاشقت دیوانه شد
سوی این بیچاره، با پابند و زنجیر آمدی

در بساطم عاشقی بود و جوانی آن زمان
خورده حالا بر تهِ این دیگ کفگیر آمدی...
#عاشقانه
#خاص
دیدگاه ها (۴)

کار از کار گذشت و من شدم عاشق ترین تو که میدانی حالم را چرا؟...

"آمدی جانم به قربانت، ولی دیر آمدی!"من که دیگر کرده‌ام دل را...

آمدی جانم به قربانت ولی دیر آمدیبی وفا! حالا که از جانم شدم ...

این که من تا بی نهایت عاشقم تردید نیستمثل من دیوانه ای در بن...

این که من تا بی نهایت عاشقم تردید نیستمثل من دیوانه ای در بن...

این که من تا بی نهایت عاشقم تردید نیستمثل من دیوانه ای در بن...

به هوای قلب من آمدی و گفتی عاشقی ،اما اینک هوای قلبم را ندار...

شاعرم خواهی نخواهی من فدایت میشومدل به قربانت فدای آن نگاهت ...

شاعرم خواهی نخواهی من فدایت میشومدل به قربانت فدای آن نگاهت ...

درد دل امشب من با خداباز هم دلم غمگین است. چقدر این حس و حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط