#MY_IDOL 💜

#MY_IDOL 💜
part:14

تا حالا سابقه نداشته اینقدر قلبم تند بزنه ، دستام و گرفت
گرماش سردی دستای من و خنثی میکرد، با چیزی که گفت نمیدونستم گریه کنم یا بخندم

کوک:علاقه ای که از یک سال پیش بهت دارم، تو همون دختر ایده ال منی ا.ت ، من میخام تا اخر عمر مراقبت باشم ا.ت...
ا.ت:(لبخند زد و از سر شوق و ذوق اشک تو چشماش جمع شد)منم میخام تو تا اخر عمر مراقبم باشی

وقتی تو بغلم بود احساس امنیت کردم، تفاوت های زیادی داشتیم اما همدیگرو کامل میکردیم، از بغلش اومدم بیرون، دستاش و قاب صورتم کرد تا ببوستم

ا.ت:کوکیییی، اینجا اخه
کوک:چه اشکالی داره؟!
ا.ت:اخه تو کمپانیییی عزیزم
کوک:سریع تمومش میکنم قول میدم
ا.ت:من دیگه مال توعم باشه!!فقط الان نه،لطفا
کوک:باشه بانی کوچولوعه من
ا.ت:افرین پسر خوب، حالا بدو بریم تا صداشون در نیومده
کوک:فک کردی میزارم با این لباس بری ؟!
ا.ت:خوبه که
کوک:بازه ،نمیخام
ا.ت:خب میگم عوضش کنه
کوک:خودم بهش میگم

خیلی نامحسوس از اتاق رفتیم بیرون و به بقیه پیوستیم

تهیونگ:جونگکوکی کجا بودی!؟
کوک:رفتم دستشویی
تهیونگ:اها، اوکی
ا.ت:بچه ها بریم؟!
کوک:پسرا لباس ا.ت بنظرم بازه عوضش کنه بهتره!
جیمین:اره باهات موافقم

ا.ت به درخاست پسرا لباسش و سریع عوض کرد و رفتن واسه اجرا، کنسرت که تموم شد همه خسته بودن و رفتن خونه تا استراحت کنن

تازه از حموم اومده بودم بیرون لباسم و عوض کردم و دراز کشیدم تا بخوابم به گوشیم پی ام اومد، دیدم جونگکوکیه

کوک:خابیدی؟!
ا.ت:نه ، تازه از حموم اومدم بیرون ، میخاستم بخابم
کوک:اومم باشه ، میای فردا با هم بریم بیرون!؟
ا.ت:اره حتما بقیه هم میان!؟
کوک:نه فقط من و تو
ا.ت:اوووو، باشه ، حالا کجا بریم!
کوک:نمیدونم هرجا تو بگی
ا.ت:بریم خرید!
کوک:بریم
ا.ت:خوبه، پس من برم استراحت کنم، شبت بخیر پسر کوچولوم
کوک:شب بخیر بانی...
دیدگاه ها (۸)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت. 33

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط