[مــــــــــن]

[مــــــــــن]
روزی خواهم رفت
و ديگر هرگز باز نخواهم گشت،
روزی خواهم خفت
و ديگر هرگز بر نخواهم خواست ،
روزی چشمــــــانم
برای هميشه بسته خواهند شد،
روزی مى آيد
كه ديگر وجود نخواهم داشت،
روزی همه مرا فراموش خواهند كرد،
روزی
شــــــــايـد
دلــــى برايم تنگ شود.،
هيچكس نميداند آن روز كِى خواهد آمد؛
شايد سال ها بعد ، شايد هم يک سال،يک ماه ، يک هفته ،
اصلا شايد فردا
و يا شايد هم امروز ..
[ مــــرا ببخـــــش ]
اگر حتی [ لحظه ای ] از زندگيت را
به كامت تلخ كردم ...
دیدگاه ها (۴)

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط