دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هرکسی می دونه

اونکه دادم دلو دستش چرا دل به من نمی ده ؟

چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تو می خوام سر بذارم به خارج

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التمماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده

اونی رو که دوست نداری دنبالت میاد تا آخر

اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت این رو گفتی اما

تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده

تو من رو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چه قدر واسم عزیزه اون که از من دل بریده

/ سعید
دیدگاه ها (۹)

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشیم با دلای شکسته کمی مهرب...

اگر روزی به جشن سوک عروسی ام اومدین ؛خواهشی دارم فقط !!!هرگز...

ای پونه ها ٬ اقاقیا ٬ شقایقای خسته کبوترا ٬ قناریا ٬ جغدای ...

نمی دونن که تو بهانه منی همه میگن تو منو دوس نداری همشون ...

Part ²⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)اواسط ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.131(از زبون جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط