در این سرای بی

در این سرای بی
کسی کسی دم از وفا نزد
بر این غریب بینوا کسی دم از صفا نزد



پرنده ای پر از غمم شکسته بال آرزو
به بالهای زخمی ام کسی دم از دوا نزد



نه آشناست دربرم نه آن غریبه ی غریب
به خلوت شبانه ام کسی دم از بها نزد



من ازغریب وآشناچه زخم ها که خورده ام



‌✦✦❃💔 ❃✦✦
دیدگاه ها (۸)

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی دم ...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی د...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی دم ...

🍁 🍂 🍁 در این سَرای بیکسی کسی دَم از وفا نزدبر این غَـریب ب...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی دم ...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی دم ...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی د...

در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزدبر این غریب بینوا کسی د...

شعر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط