گاهی باید بی رحم بود. نه با دوست، نه با دشمن، که با خودت!

گاهی باید بی رحم بود. نه با دوست، نه با دشمن، که با خودت!!
و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی بر صورتت..



- تنهایــــــــی من...
تقدیر ﻣــَـــﻦ نیـــس! ترجیـــــح منــــــــــه! ﻣــَـــﻦ نه عاشـــق
هستم!
و نــــه محتاج نگاهی کـــــــه بلغزد بر ﻣــَـــﻦ
من خــــودم هستم
و یک حس غریب... کـــــــه بــه
به صــــــــــــــــــد
عشــــــــــق و
هَـــــــــوس
می ارزد...!
دیدگاه ها (۲)

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

the final act of love/چندپارتی

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط