آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد
وقتی خدا چشم تو را درمان این بیچاره کرد
آندم که یوسف عشق را همگون با اعجاز کرد
وقتی جنونِ طعم تو را ، با اشکهایم ساز کرد
من مبتلا گشتم ولی , نه عشق بود و نه دلی
هر عاقلی دیوانه شد , دیوانه شد هر عاقلی
یک لحظه بود عاشق شدن، یک آن تا پرواز بود
آن دم که رعد چشم تو , دل را ز دستانم ربود
وقتی که عاشق گشتم و شیطان بحال سجده بود
عالم به سجده رفته و آدم زمینی گشته بود
من بودم وچشمان تو,یک عطش ازجنس خدا
آمد بجانم تشنگی دریا نمود چشم ترا
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

پارت پنج

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1 از زبان نویسنده دوتایی داشتن به...

دختر و پارتی

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

KIM V

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط