تو مترو داشتم به دوستم پیام میدادم...داشتم متقاعدش میکردم

تو مترو داشتم به دوستم پیام میدادم...داشتم متقاعدش میکردم ک بلایی رو ک سر دوست پسرش اورده کاملا نامردی بوده...
ک یهویی بغل دستیم گفت:
.
.
.
.
.
.
.
ولش کن باهاش بحث نکن یه روزی سر خودش هم همین بلا میاد :
حرفش خیلی منطقی بود..گوشیو دادم دستش یکم دوستمو نصیحت کنه -_-
دیدگاه ها (۱)

#pain#P¹⁰⁵#Season²+ چی؟؟؟ از کی تا حالا؟ پاشو بریم دکتر... م...

*teakook*

استاد من ۱

KIM V

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

REGRET✨PART: 15ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط