عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:¹¹

یونهی ویو
از خواب پاشدم ساعت چنده یه نگا کردم ساعت ۱۰ صبه عااا یعنی انقد خوابیدم
اخ دیشب واقعا حالم بد بود و همچیو خراب کردم اااههه حالا که استفا دادم نباید زیاد برم به سمت بیمارستان
هعی بزار به یونگی زنگ بزنم
+سلام
_او سلام خوبی
+ممنون تو خوبی چخبرا
_ممنون سلامتی
کاری داشتی ؟
+امم میگم مشاور خوب سراغ داری؟
_ااا اره یکی‌ از بهترینشون که خودمم یه مدت پیشش رفتم
+اوو میشه اسمشو بگی و بگی مطبش کجاس؟
_اره حتما اسمش کیم سوکجینه همخونمه و تنها رفیقم
و شماشم.........(یه شماره ای تصور کن)
+خیلی ممنونم
_خواعش میکنم کاری نداری؟
+ن ممنونم بابت لطفت بای
_بای

یونگی ویو

مشاور میخواد چیکار کنه نکنه چیزیش شده
ن حتما بخاطر گذشتشه
هعی خیلی دوس دارم بهش اعتراف کنم ولی نمیدونم اون دوسم داره
منی به عشق تو یه نگا باور نداشتم ولی الان

یونهی ویو

من یونگیو دوس دارم پس میخوام برم پیش مشاور
الان بهش زنگ میزنم

شمارشو گرفتم

(علامت بچم"=")

=بله بفرمایید
+ببخشید اقای کیم سوکجین
=بله خودمم بفرمایید
+من میخوام یه وقت بگیرم برای مشاوره
=تا یه ساعت دیگه میتونین بیاین اینجا
+بله حتما
=............(مثلا داره ادرسو میگه )
+خیلی ممنون
=خواهش میکنم خدافظ
+خدافظ
دیدگاه ها (۲۱)

عشق و جنایت part:¹²یونهی ویو رفتم اماده شدم یه لباس گرانچ دا...

عشق و جنایتpart;¹³(خب خب من علامت جین یادم نی ولی شانسی یه چ...

عشق و جنایت part:¹⁰رفتم خارج از شهر یه پرتگاه پیدا کردم نشست...

عشق و جنایتpart:⁹یون ویو همینجوری داشتیم بهم نگا میکردیم که ...

three hearts, one love

فیک کوک پارت =۳ویو ا.ت یه روز بدی رو گذرونده بودم چون هیچ کا...

پارت38 قمار یا زندگی

the first lie

رمان قلب در تاریکی

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

پارت. ۲۶

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط