باز هم یک غروب آمد باز به یاد تو شبم را میگذرانم این دقیق

باز هم یک غروب آمد باز به یاد تو شبم را میگذرانم این دقیقه بیشتر دوست دارم آن دقیقه بیشتر ولی این عشق من نیست قدرت توست

با تو برای اولین بار عشق را تجربه کردم

شب ها وقتی با تو هستم دلخوشی ندارم که صبح شود واز هم جدا شویم

عاشقتم😙 😙 😙
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

رمان دخت من

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

سلاااااام اومدم بیوگرافی بدمممممن سارینام 13 سالمه تو طهرانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط