علمدار به پا خواست...

علمدار به پا خواست...

شکر خدا که جان ولی بی گزند شد

از خنده اش به جام دلم، آب، قند شد

دشمن بسوز و کشک خودت را بساب، هان!

آقای ما ز تخت چو طوفان بلند شد


#یاعلی مدد
دیدگاه ها (۱)

پسر فاطمه حتما جگرش بیشتر استهیبتش از همه مثل پدرش بیشتر است...

پرچم به دست توست ، جمع است خاطرمبا تو مهم کـه نیست ، حــــرف...

با تو از مرگ ندارم بخدا واهمه ایجانمان پیشکش سیدنا خامنه ایل...

باسلام وصبح بخیر

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

چند پارتی جونگ کوک

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

پارت ۱۰

مرگ و زندگی ....پارت ۸

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط