آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم

آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم

علتش پـول نبود

انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود

علتش، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یڪ دلقڪ,

یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود …

من بهِ « من » خندیدم !

ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج

نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید …!
دیدگاه ها (۴)

چند وقته دلت میخواد گریه کنی ولی...نتونستی؟؟؟؟چند وقته دلت گ...

سالها بَعد...قَرار نیست اِتِفاقی بیُفتَد!نَه دَر آغوش دیگَری...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش رویایی تو هی کم و کم رنگ ...

به در و دیوار خانه‌ام نگاه می‌ڪنمو به آدم‌های دور و بَرمو به...

پارت پانزدهمدر آغوش زندان فلش بک به سه روز بعد ویو نویسندهتو...

سکوت پیست Part:³²+بابا چرا داری اینکارارو باهام میکنی تمومش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط