ڪوتاهـی زمـان را

ڪوتاهـی زمـان را
وقتـی فهمیـدم

ڪه در ڪنارت بـودم

و طولانـی بـودن آن را
وقتـی فهمیـدم

ڪه در انتـظارت بـودم

حالا ڪه مـن
دلتنگـم زمـان ایستـاده...
دیدگاه ها (۱۴)

💎 احســــــاستعاشـــقانھ هایتلحظہ هاے بودنــــتهمہ را دیوانھ...

بزن بارون ببار آروم به روے پلکاے خســــتمبزن بارون تـــو مےد...

منو با خودت ببر ...ای تو تکیه گاهِ منخوبه مثل تنِ تو ،با تو ...

بعضی وقتهاآنقدر خستگی به تنم مینشیند که کسی جز تونمیتواند آر...

آن بالا، میانِ قله‌هایِ مه‌گرفته‌یِ «خیال»، زمان از حرکت ایس...

یه روزی به خاطر تواحتمالا خیلی طولانی گریه میکنممن توی اون ک...

من زنده بودم اما انگار مُرده بودم از بس که روزها را با شب شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط