چند سال دیگر

چند سال دیگر
در خیابان اگر ببینمت
دست بروی شانه ات میگذارم
تا برگردی و ببینی..
که سیگار میکشم ;
که نمیخندم ;
که خوب نیستم...
دیدگاه ها (۱)

زندگی را" باید "زندگی کردآنطور که دلت می گوید

شعر بهانه است تا " تو " را بی دلیل میان واژه هادر آغوش بگیرم

خبر مرگ مراچه کسی خواهد بردتا به گوش تو رسدبعد..اندک نظری،در...

من اگر می‌دانستم دنیا اینقدر شلوغ است؛نمی‌آمدم!صبر می‌کردم ب...

باز یادت در دلم امشب قیامت می کندبی تو دلتنگی مرا هرلحظه غار...

پدر خانده؟ ۳ (پایان)سه سال گذشت. ات هجده ساله شد.جونگکوک دیگ...

جا ماندامدرصدایت در نگاهت در دستهایت دراغوشتدرست مثل پاییز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط