چند سال دیگر

چند سال دیگر
در خیابان اگر ببینمت
دست بروی شانه ات میگذارم
تا برگردی و ببینی..
که سیگار میکشم ;
که نمیخندم ;
که خوب نیستم...
دیدگاه ها (۱)

زندگی را" باید "زندگی کردآنطور که دلت می گوید

شعر بهانه است تا " تو " را بی دلیل میان واژه هادر آغوش بگیرم

خبر مرگ مراچه کسی خواهد بردتا به گوش تو رسدبعد..اندک نظری،در...

من اگر می‌دانستم دنیا اینقدر شلوغ است؛نمی‌آمدم!صبر می‌کردم ب...

🔸نادره رضایی هستن، معاون سابق وزیر فرهنگ و ارشاد دولتخوب تفا...

پارت ۶شروعات: بر باباویو تهوقتی دیدم نمیاد انداختمش پشت کولم...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط