پارتفصل

پارت34فصل2

کوک: چون ا.ت خوشگله مهربونه قلب پاکی داره
ولی تو چی مهربون نبودی قلب پاکی هم نداشتی تا حالا با هزارتا پسر بودی
جینا: کوک نمیری
کوک: کوک نه جونگکوک دوما من قبلا پسر عموت بودم ولی الان همونم نیستم
دست ا.ت رو گرفتم از اونجا رفتیم بیرون
کوک: عزیزم خیلی اذیت شدی ببخشید
ا.ت: نه عزیزم اذیت کجا ولی دیگه از شرش خلاص شدیم
کوک: یونی خودش تنهاست بریم پیشش
ا.ت: بریم
رفتیم خونه تا یونی داره گریه میکنه
کوک:دخترم چیشده
یونی: بابایی
کوک: جانم
یونی: یکی به تبلتم زنگ زد گفت من باباتو میخوام بکشم
کوک: چی بده ببینم
یونی: بیا
ا.ت: کوک کیه
کوک: شماره جیناست
ا.ت: دخترم نترس بابایی پیشمونه
کوک: من اینجام
یونی: بابایی خوبی
کوک: آره خوبم
یکی از پشت اومد
جینا: نه دیگه فکر نکنم خوب باشه
برگشتیم دیدیم تا جیناست
ا.ت: تو اینجا چیکار میکنی
اسلحه کشید سمت کوک
جینا: خب الان انتخاب با دخترتونه
خب دختر خانم گل مامان یا بابا
یونی: چی
جینا: کدوم بیشتر دوست داری
یونی: من هر دورو دوست دارم
جینا: منو چی دوست داری
یونی: تو دیگه کی هستی که من باید دوست داشته باشم
کوک: جینا بسه
جینا: میخوای بس کنم کسی هم آسیب نبینه خب ا.ت رو ول کن بیا باهم یه زندگی خوب میکنیم بهت قول میدم دیگه با هیچ پسری نباشم
کوک: خفه شو عوضی تو همون لیاقتت پسرایی که توی زباله پیدا میکنی..

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۹)

پارت35فصل2جینا: پس اسیب زدن انتخاب کردی دلم نمیاد بکشمت پس ا...

پارت36جیناتو اتاق بودم یه صدایی شنیدم در زدم یکی درو باز کرد...

پارت33فصل2رفتم نزدیک بیمارستان شدم چند نفر اومدن دنبالم و از...

۶۰۰تایی شدنمون مبارک خیلی خیلی ممنونم❤😉😘☺️😊🥰❣️💓💋🎀🌺💖💝

تک پارتی جونگ کوک

Part 14

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط