درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق
مانده ام انگشت بر لب , روز و شب در کار ِ عشق

عین و شین و قاف را , بالا و پائین کردم و
عاقبت هم در نیاوردم , سَر از اسرار عشق
دیدگاه ها (۱)

پلکامـ سنگینه اما افکارمـ سنگین‌تر

در هر نگهت مستی صد جام شراب است چشمان تو میخانه دل ها...

من كه قيد ماهو زدمـ پس ستاره هاش مهمـ نيست واسمـ

چو قناری به قفس؟یا چو پرستو به سفر؟هیچ یک!!!من چو کبوتر؛نه ر...

پارت ⁵²ویو ۳ روز بعد ساعت ۵ صبح +( چشام رو باز کردم کوک بغلم...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشدرود را از جگر کوه به دریا بک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط