گمان میکردم قانع باشی

گمان میکردم قانع باشی
و به شکستن دلم اکتفا کنی
نه اینکه فستیوالی از دروغ به راه بیندازی
و در آخر بگویی:
میروم تا اذیت نشوی....💔 💫 💥
دیدگاه ها (۲)

😘 😻 🙈

باید قهر کردنمون تازه باشه..من خسته ام از قهرهایِ تکراری..از...

◽ ️ما دُخترا عادَت داریم حِرص در بیاریم...مخصوصاً وقتی میبین...

دیگه حوصله خودم ک هیچحوصله نفس کشیدن هم ندارم☺ 🙃

سکوت پیستPart:¹⁰⁰با اینکه خیلی جلو رفته بودم بازم زدن پوماد ...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

I'm not jealous part 47اون که در مورد من نگران نبود پس چه اش...

پارت ۴ ( پایان )

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

پارت۹۸_____هاهاها!عجب دختر شجاع و زرنگی!کلی از نیروهامو از ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط