دیوان شعرم را برای تو سرودم

دیوان شعرم را برای تو سرودم

گردد فدای چشم ناز تو وجودم

این بوده رویا و خیال و آرزویم

ای کاش من هم دلبر قلب تو بودم
دیدگاه ها (۱)

بوی غربت می‌دهم اما غریبه نیستمگر چه می‌دانم کـه عمری در غری...

عاشقانه های‌ من کوتاه اسـتاما …نگاه تونبض احساس شعر من اسـتو...

تو ای زیبا ترین نیلوفر منبخوان غم را تو از چشمان خیسمبدان ای...

بعضی جمله ها هستن بـه مرور تبدیل بـه دروغ می‌شنمثله » پنیر ت...

شعر خیال

تا تو نگاه میکنی، کار ِ من آه کردن است ای به فدای ِ چشم ِ تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط