گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان یادگار*

گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان یادگار*
بی نهایت شعرسرما خورده داری، میخرم *
دیدگاه ها (۳)

چشم من درحسرت موی بلندش مانده چون *دلبرم خیلی حجابش را رعایت...

خزان بنشت و گل باباد ها رفت*چه آسان می شود ازیاد ها رفت*

گفتی احساس به یغما برده داری، میخرم*باغبانی و گل پژمرده داری...

جای فریاد و سرور کودکانه دردلت*گفته بودی عندلیب مرده داری، م...

«الهی! تو خودت گفتی که در دل‌های شکسته جای داری. پس الان که ...

در نهایت باید در لحظه زندگی کرد. اگر در گذشته غرق شوی،آینده ...

part45ته بغض کرده بود. +تهیونگ بخدا نمیخواستم داد بزنم که نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط