پارت 1

پارت 1
نگاهم روی برگه ی امتحان قفل شد. یا حضرت وحشت! اینا دیگه چیه؟ اصلا تو کتاب بود؟
با حرص نگاه به استاد سعادت کردم و توی دلم گفتم:
- گشنته اینقدر سوال سخت می‌دی؟ می‌خوای من بیشتر گند بزنم؟!
هوف. نگاهم رو ازش گرفتم الحق که متنفرم از درس، دانشگاه و صد البته از پسر جماعت!
هیچ کدوم از سوال ها رو بلد نبودم. شروع کردم به نقاشی کشیدن روی برگه امتحان.
این ترم که افتادم مطمئنم!
زمان امتحان تموم شد و برگه‌ها رو دادم، یه نگاه خشمگین به استاد سعادت کردم که فکر کنم از ترس شلوار لازم شد.
آخه تویی که امتحان سخت در می‌یاری هدفت چیه مثلا؟! یعنی می‌خوای بگی من بیشتر از شما بلدم!
والا!
هوف. از دانشگاه زدم بیرون.
سوارماشین پورشم شدم.
اقا استپ، من از اون ننه بابا پولداراش نیستما. یه پراید دارم که نه ضبط داره نه چراغ راهنماش کار میکنه. کلا داغونه، ولی چون روز به روز داره گرون تر میشه اسمش رو گذاشتم پورشه ایرانی!
ماشین رو روشن کردم و به سمت خونه حرکت کردم. پشت چراغ قرمز موندم. ماشین کناریم دوتا پسر بودن پسر که نه بیشتر شبیه دخترا بودن!
والا ابرو برداشته، موها بلند که با یه تل جمع شون کرده بودن!
یا خدا، رژ لب؟
نه تورو جون عمه ی نداشتم رژ لب؟
به مولا آخر زمون شده.
پسره خیلی رو مخ بود، شیشه رو دادم پایین و گفتم:
- خوشگل خانوم کدوم آرایشگاه می‌ری؟ آدرس بده ماهم بریم!
بعد خنده‌ای کردم که همون موقع چراغ سبز شد و راه افتادم.
آخ که دلم خنک شد.
به خونه رسیدم که دیدم... .
(این رمان بیشتر جنبه طنز داره به پسرای سرزمینم برنخوره=/)
دیدگاه ها (۱۲)

پارت 2به خونه رسیدم که دیدم باز این شایان داره ماشینش رو می‌...

پارت 3 زود لباسام روعوض کردم و خودم رو انداختم‌ رو تخت و پت...

چند پارتی جونگ کوک

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

Forced MarriagePart 54دو هفته گذشته بودفقط دو هفته مونده بود...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_7ویو میراچند ثانیه بعدسه...

چپد پارتی جیمین پارت ۳

چتد پارتی جیمین پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط