یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه،آقا

یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه،آقا من سه روز بش آب میدادم.روز سوم وقتی از سر کار اومد گلدونو برداشت،یه سینی با چاقو برداشت شروع کرد به قاچ کردن گلدون...

.
.
.
.
.
.
.
.
اونجا بود که ما تازه فهمیدیم آناناس چیه!!
برگرفته از واقعیتهای دهه شصت...
دیدگاه ها (۲)

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

پارت 4ادیتور نازم @karlykarlyیکی از کارکنان به سمت اون رفت ت...

Part 10

برادر ناتنی

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

(سناریو باکودکو)پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط