پارت 13

پارت 13
نفس : اوکی فعلا بعدا بهت میزنگم
دانیال : اوکی بااای
گوشیو قطع کردم انداختم رو مبل اخ جووون
ساعت یکه پس چرا نیومد با صدای کلید از فکر اومدم بیرون جهش کردم ب سمت در میخواستم فحش جدوآباد بهش بدم ک با دیدن صحنه رو ب رو نزدیک بود پس بیوفتم این اینجا چیکار میکنه
سام : سلام ابجی جون خوبی
تازه از شک دراومدم
نفس : سلام این خانوم ب اصطلاح محترم اینجا چیکار میکنن
سام : منظورت زنمه ؟
نفس : چی ؟
سام : من ترلانو صیغه کردم
نفس : چرا داری زر میزنی یعنی چی زنمه صیغش کردم
سام : وای نفس نمیخوای ب زن داداشت تبریک بگی زود باش چشاشو یجوری کرد ک جدو ابادم اومدن جلوم ی قدم سمت ترلان رفتم ک ی لبخند پیروزمندانه رو لب ترلان بود ک بیشتر حرصم در اومد
نفس : مبارک باشه
ی پوزخند زدمو ب سمت پله ها رفتم مرتیکه گاو رفته واسه من زن گرفته اییش ایکبیری چ ژستیم گرفته بود
سام : نفس شام مارو بیار اتاقمون
اصلا برومم نیاوردم ی لبخند زدمو گفتم : باشه داداشی شامشونو واسشون کشیدمو سمت اتاقشون رفتم یعنی در بزنم ؟ ن باو واسه چی در بزنم مث گاو سرمو انداختم رفتم تو دهنم وا مونده بود این شوهر مام از اوناااس هاااا
سام : چرا وایستادی عین بز مارو نگاه میکنی ؟ غذارو بزار بروبرای اولین بار بهم بر خورد. این فک کرده من کلفتشم اینجوری باهام رفتار میکنه
نفس : باشه رفتم شمام ب کارتون برسین درو ب هم کوبیدمو اومدم بیرون اگه من گذاشتم شما امشب بخوابین ب سمت اتاقم رفتم و خودمو انداختم روی تخت خب حالا چیکار کنم ؟
اوممممم میترسونمشون.... نه
ترلانو خفتش میکنم ..... نه
اصلا وللش ..
سرمو گذاشتم روی بالشت و ب خواب عمیقی فرو رفتم اخیشش چ خوابی بودااا از روی تخت بلند شدمو ب سمت در اتاقم رفتمو بازش کردم از در ک بیرون رفتم برعکس تصورم ن سام بود ن تری بهترررر راحتم صبحونمو خوردم و سمت تلوزیون رفتم ک زنگ در زده شد با تعجب ب در نگاه کردم یعنی کی میتونه باشه درو باز کردم از تعجب و هیجان دهنم باز مونده بود
نفس : تیاااااام
تیام : جوونم خوشگلم !
پریدم بغل تیام ک رو هوا گرفتتم
نفس : واییی خیلی دلم واست تنگیده بود اینجارو از کجا پیدا کردی
تیام : داداش فضولت مگه غیر اون کس دیگه ام هست ک امار بده
نفس : معلومه ک ن بیا تو
تیام ساکشو گذاشت دم درو اومد تو هاهاهاها از امشب نوبت منه بچزونمت اقا سامممم
نفس : خونه گرفتی ؟
تیام : هنوز ن واسه همین مجبور شدم امروز بیام پیشت یعنی دنی گفت بیام واسه تو همسرت ک مشکلی نیس ؟
نفس : ن عزیزممم
حالا اگه این سامه بذاره ...
نفس : خب دیگه چ خبر اونجا ک زن خارجی نگرفتی ؟
تیام : ن باو زن کجا بود

تا شب با تیام از هر چیزی حرف زدیم انقدر ک گرم حرف زدن بودیم متوجه نشدم ک سام کی اومد تو
دیدگاه ها (۱۱)

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

رمان دخت من

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:68اشک هام بی اختیار شروع کرد ...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط