۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …

۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …
تا کتابمو باز کردم
گشنم شد
کلیه هام به کار افتاد
خوابم گرفت
حالت تهوع گرفتم
و….
کم مونده بود سرطان بگیرم که …
دیگه کتابمو بستم !
والا.....!!
از سلامتیم که واجب تر نیست ...! :-/
خدایا تو این روزا و شبا به همه این دانشجوهای بیچاره رحم کن... :-*
دیدگاه ها (۸)

رمان تهیونگ

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

KIM V

KIM V

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو لیلی ___یکی از افس...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط