گوهر مارگارتا
گوهر مارگارتا
قسمت 5
از زبان نیکولاس
اه آه آه ( نفس نفس زدن )
همش داشتیم کتک کاری میکردیم اخه این خسته هست این از منم بیشتر انرژی داره
لوسین : ایییییییی خدا لعنتت کنه مرتیکه رو ی خاتم کدوم خری دست بلند میکنه سرم شکست
نیکولاس : اخه دماغ خوش فرممو شکستی پای چشممو نگاه کن سیاه شده دل و رودمم که نگم انقدر مشت و لگد زدی
لوسین : اخه مرتیکه گنده زور تو بیشتر منه ولی مهارت من بیشتره و دومن حقت بود
نیکولاس : یعنی چی حقم بود
لوسین : یعنی اینکه حقت بود اگر مخالفت کنی دوباره کتک میخوری
نیکولاس : گ🚫وه خوردم
بعد از دعوا پاشد و گفت
لوسین : باید تحقیقات درباره ی گوهر را شروع کنیم همین حالا
نیکولاس : باشه ولی باید سپر امنیت کشتی را فعال کنم که وقتی در صندوق باز میشه همه نریم هوا
رفتم سمت مرکز کنترل کشتی و دکمه ها را زدم بعد اهرم را کشیدم سیستم امنیت کشتی فعال شد
دیدم لوسین مثل پروفسور ها و به ارامی و دقت جراح مغز در صندوق را باز کرد و گوهر را اورد بیرون
پرش زمانی 15 دقیقه بعد
از زبان لوسین
داشتم با دقت گوهر را میدیدم که یچیزیو فهمیدم گوهر داره انرژی سپر امنیتی کشتی را میخوره و اگر همینجوری ادامه بدیم سپر شکسته میشه و میریم هوا داد زدم
لوسین : نیکولاس نیروی سپر را کم کن
و بعد از این حرف دوییدم سمتش که وقتی انرژی سپر کم شه یهو نرم هوا
وقتی انرژی سپر کم شد اوباش هیچ اتفاقی نیفتاد ولی بعدش یه انرژی تقریبا قوی صاتع کرد که باعث شد کشتی بلرزه و نیکولاس خورد به دیوار و منم افتادم توی بغل اراد ولی بعدش دوتاییمون مثل كره بخش زمین شدیم
بعد از چند دقیقه بلند شدم و رفتم ادامه تحقیقات
ملکول های گوهر تششعاتش هرچی بود را تحقیق کردم حدودا 2 ساعت گذشت من که داشتم تحقیق نکردم و منوشتم خسته نشدم ولی خنگول خان شده بود مثل ژله
لوسین : خب ادامه تحقیقات واسه فردا هنوز یه هفته وقت داریم
نیکولاس : اره اره چه فکر خوبی
خنده محوی زدم و گوهر را اروم و با دقت گذاشتم توی صندوق و گفتم
لوسین : خب تا الان تقریبا فکر کنم 21.43 کشفیاتمون درباره گوهر کامل شده
برای قسمت بعد 5 تا لایک
قسمت 5
از زبان نیکولاس
اه آه آه ( نفس نفس زدن )
همش داشتیم کتک کاری میکردیم اخه این خسته هست این از منم بیشتر انرژی داره
لوسین : ایییییییی خدا لعنتت کنه مرتیکه رو ی خاتم کدوم خری دست بلند میکنه سرم شکست
نیکولاس : اخه دماغ خوش فرممو شکستی پای چشممو نگاه کن سیاه شده دل و رودمم که نگم انقدر مشت و لگد زدی
لوسین : اخه مرتیکه گنده زور تو بیشتر منه ولی مهارت من بیشتره و دومن حقت بود
نیکولاس : یعنی چی حقم بود
لوسین : یعنی اینکه حقت بود اگر مخالفت کنی دوباره کتک میخوری
نیکولاس : گ🚫وه خوردم
بعد از دعوا پاشد و گفت
لوسین : باید تحقیقات درباره ی گوهر را شروع کنیم همین حالا
نیکولاس : باشه ولی باید سپر امنیت کشتی را فعال کنم که وقتی در صندوق باز میشه همه نریم هوا
رفتم سمت مرکز کنترل کشتی و دکمه ها را زدم بعد اهرم را کشیدم سیستم امنیت کشتی فعال شد
دیدم لوسین مثل پروفسور ها و به ارامی و دقت جراح مغز در صندوق را باز کرد و گوهر را اورد بیرون
پرش زمانی 15 دقیقه بعد
از زبان لوسین
داشتم با دقت گوهر را میدیدم که یچیزیو فهمیدم گوهر داره انرژی سپر امنیتی کشتی را میخوره و اگر همینجوری ادامه بدیم سپر شکسته میشه و میریم هوا داد زدم
لوسین : نیکولاس نیروی سپر را کم کن
و بعد از این حرف دوییدم سمتش که وقتی انرژی سپر کم شه یهو نرم هوا
وقتی انرژی سپر کم شد اوباش هیچ اتفاقی نیفتاد ولی بعدش یه انرژی تقریبا قوی صاتع کرد که باعث شد کشتی بلرزه و نیکولاس خورد به دیوار و منم افتادم توی بغل اراد ولی بعدش دوتاییمون مثل كره بخش زمین شدیم
بعد از چند دقیقه بلند شدم و رفتم ادامه تحقیقات
ملکول های گوهر تششعاتش هرچی بود را تحقیق کردم حدودا 2 ساعت گذشت من که داشتم تحقیق نکردم و منوشتم خسته نشدم ولی خنگول خان شده بود مثل ژله
لوسین : خب ادامه تحقیقات واسه فردا هنوز یه هفته وقت داریم
نیکولاس : اره اره چه فکر خوبی
خنده محوی زدم و گوهر را اروم و با دقت گذاشتم توی صندوق و گفتم
لوسین : خب تا الان تقریبا فکر کنم 21.43 کشفیاتمون درباره گوهر کامل شده
برای قسمت بعد 5 تا لایک
- ۱۸۴
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط